علمی-فرهنگی-سیاسی
کردانیسم بین الملل! - سوژه تفریح سیاسیون "تقدیم به همسرم که رنج با من بودن را صبورانه تحمل می کند" 1-پدرم یک پیکان مدل 52 دارد که با آن مسافرکشی می کند. یک سال است که تاکسی رانی تبریز روی آن خط نارنجی کشیده است تا به عنوان تاکسی کمکی فرسوده کار کند و قرار است به جای آن تاکسی نو بدهند.با پدرم رفتیم تاکسیرانی تا ببینیم کی این اتفاق مبارک خواهد افتاد. مسئول مربوطه با تندخویی هرچه تمامتر گفت:"آقا اینجا را شلوغ نکنید، معلوم نیست کی بدهند، فردا،یک ماه بعد، یکسال بعد، سه سال بعد ..." موقع برگشت ماشین استارتش خراب بود من هولش دادم ، روشن کردیم و آمدیم خانه .متعجب بودم، در این مدت پدرم اصلا به فکر مدرک کردان نبود ... 2-عضو هیئت مدیره یکی از تعاونی های مسکن مهر هستم و قرار است برای اقشار کم درآمد مسکن بسازیم. هر روز شمار زیادی از مردم بی مسکن با هزار امید مراجعه می کنند و زمان تحویل مسکن را جویا می شوند می گویم:"معلوم نیست کی آماده شوند، 3 سال بعد،5 سال بعد،7 سال بعد...."آنها هم یا انصراف می دهند و پولشان را پس می گیرند و یا می روند تا یک هفته بعد دوباره بیایند و خبر دقیق تر بشنوند. جالب است که اصلا از من نمی پرسند ماجرای مدرک کردان به کجا رسیده است؟!... 3- رفته بودم فرمانداری تبریز پیش یکی از دوستانم که در قسمت امور اجتماعی کار می کند.پیرزنی مراجعه کرده بود که پوست دستهایش از فرط شستن موکت ها و قالی های این و آن چندلایه شده بود.شوهر پیرش مریض بود. چهارصدهزار تومان پول میخواست و راحت چهارصد گرم اشک ریخت.خیلی دلم به حالش سوخت ،خواستم ماجرای استیضاح کردان را برایش بازگو کنم تا دردش التیام یابد ولی گوشش بدهکار نبود... 4-یک خانم از آشنایان دور ما هزینه آرایش ولباسش برای یک مهمانی(عروسی) پانصد هزار تومان خرج برداشته است.ماجرای مدرک کردان را مو به مو ازبر است و دو ماهی میشود که سوژه تفریحش با همین قضیه روبه راه است. مشتاقانه منتظر نتیجه است... 5-برادر خانم من نامزد است وبا انواع واقسام وام مسکن و فروش طلا جواهرات و...تازه بیست و پنج ملیون تومان پول جمع و جور کرده است تا خانه بخرد و برود سر خانه و زندگیش. میگفت فقط در روستاهای اطراف تبریز میتوان با این پول خانه خرید.سر صحبت را در مورد مدرک کردان با او باز کردم آنچنان از کوره در رفت که انگار فحش اش داده ام و چند فحش ناب خلخالی نثارم کرد.... 6-با جمعی از دوستان در مورد رفع مظلومیت از بخش فرهنگ،مدلسازی فرهنگی و صف آرایی دشمنان در قالب ناتوی فرهنگی مباحثه داشتیم نتیجه این شد که ریشه همه مشکلات فرهنگی در مدرک جعلی وزیر کشور و کردانیسم بین الملل!! است... . . . راستش را بخواهید اصلا نمیخواستم وقتم را با پردازش به قضیه مدرک کردان تلف کنم و بیشتر دوست داشتم راجع به مسائل مهمتر بنویسم ولی دیگر این قضیه چند روزیست که کاملا روی اعصابم راه می رود. البته از منظر دیگر نیز که نگریستم حدس زدم قضیه خیلی مهم است! چون وقتی مسئولان و نمایندگانی که قرار است به فکر مشکلات مردم باشند، ورد ذکرشان در دو ماه اخیر شده است" مدرک جعلی کردان" قطعا به خاطر مردم اینکار را می کنند !! و معتقدند ریشه تمام مشکلات مملکت از فرهنگی گرفته تا مسکن کلیدش در مدرک جعلی کردان است!!سیاسیون و رسانه ها هم همینطور ،خدای نکرده یک وقت فکر نکنید برای مطرح کردن خودشان و چهره شدن، این قضیه را این قدر کش داده اند و به قول دوستان، یک سوژه توپ برای تفریح سیاسی پیدا کرده اند،نه،صرفا به خاطر رفع همه مشکلاتی است که مردم دارند.همه مسائل رفع شده اند و فقط قضیه کردان مانده است که انشاالله اگر حل شود جامعه ما به مدینه فاضله بدل خواهد شد! نمی دانم حکمت چیست؟ولی غالبا توضیحات دکتر احمدی نژاد راجع به مسائل مختلف برایم قانع کننده هستند.شاید به خاطر علاقه ایست که به شخصیتشان دارم و یا به خاطر اینکه واقعا حق با ایشان است. صحبتهایشان را در سایت رجا خواندم انصافا قانع کننده بود. یک مدرک دکترای افتخاری چقدر مهم است که به خاطرش این همه از وقت مملکت هزینه شود؟! دو ماهی میشود که اصحاب رسانه وسیاسیون و نمایندگان محترم حمله می کنند و آقای کردان ضد حمله! و پدر اینجانب هر روز دم در تاکسیرانیست و مسکن مهریون هر روز مقابل تعاونی. آن پیرزن دم در فرمانداری دخیل بسته است، برادر خانمم دنبال مسکن بیست و پنج ملیونیست، فرهنگ کماکان مظلوم است وآن خانم آشنا مدام در سایتها دنبال سوژه تفریح کردانیسم بین الملل! است. نمی دانم چه بگویم ولی اصلا نمی پسندم یک مساله کاملا اجغ وجغ- که هرچه تلاش کردم نتوانستم در مقایسه با سایر مشکلات به آن ارجحیت قائل شوم- اینگونه حق مردم را به بازی بگیرد. معترضان با فریاد "وا صداقتا!" سوگندشان در مقابل مردم را فراموش کرده اند که به مشکلاتشان اولویت قائل شوند و جیش الکردان قطعا دو ماه است که اولویتشان رایزنی برای ابقاست تا مشکلات مردم! و اما مخلص کلام: آقای کردان! من معتقدم شما در مورد عدم اطلاع از صحت مدرک افتخاریتان راست گفته اید و از این حیث مشکلی ندارم،مشکل من این دو ماهی ست که تلف کرده اید و باید پاسخگو باشید. شما از بدو ورود به دولتی که می بینید چه قدر پرکار است باید یا استعفا میدادید و یا به دنبال کارها بودید نه وارد شدن به این تفریح سیاسی بعضی از آقایان. فوق فوق اش از وزارت برکنار میشدید، آیا برای یک مسلمان مکلف به تکلیف برکنارشدن سخت است؟! آقایان معترض! خواهشا سرگرمی های سیاسی را که برای قشر مرفه جامعه درست میکنید تا حوصله شان سر نرود تمام کنید و اندکی هم "وا سوگندا" سر بدهید که در قبال مردم یاد کرده اید.ای کاش یک دهم این حساسیت را به مظلومیت فرهنگ نشان میدادید تا افکار عموم را برای یاری کردن بسیج کنید! لابد خواهید گفت به فکر آنها هم هستید ولی سوال این است که اولویتتان کدام است؟! آقا بگذریم، دوباره اعصابم به هم ریخت ...
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت
16:18 توسط جهانبخش سلمانیان| |

