علمی-فرهنگی-سیاسی
نیایش الهی، چنانم مگردان که چونان گذشته خویش و در محضر آفتاب، کلبه ای بی روزن از زمان و مکان بسازم و درونش شمعی برای گریز از ظلمت جستجو کنم. الهی سالها اندیشیده ام که برهانی بیابم و تو را ثابت کنم و امروز جهل دیروزم مرا به شگفت آورده است که کدامین برهان بر نفی تو بود که مرا جسارت اثبات تو باشد. الهی زیباتر از آنی که به چشم دیده شوی،ولی من تو را در شکفتن گلی بر درختی افتادن سنگی از صخره ای و ارتعاش حنجره پیرزنی حس کردم غروب بود که لبخند زدم و ابر سیاه آسمان را پوشانده بود همه محزون بودند فریاد زدم ! ای اهل عالم! این همان است که نمی بینم! الهی، چنانم کن که خویشتن را آگاهانه برگزینم و روا مدار که تحمیل خاک را و زمان را "من" بپندارم و متعصب اش گردم. الهی، من به اختیار ایمان دارم و به تقدیر نیز، و تو ای خلاق هستی بخش، تقدیرم را چنان بنویس که اختیارم مرا از تو باز ندارد. الهی! روا مدار که جز به تکلیف بیندیشم و نتیجه را که فقط در دایره حکمت توست از خود و برای خود بخواهم. میرحسین مدیون دکتر احمدی نژاد! تقدیم به محمد ظریف اصفهانی که زیاد می داند و مدام در تکاپوست اما... یکی از دوستان دوران دانشگاهم که اتفاقا از مخالفان پرو پا قرص دولت نهم هم هست می گفت:من از حس اعتماد به نفس و دل و جراتی که احمدی نژاد به جامعه القا کرده است به وجد آمده ام.می گفت همه ملت در دولت احمدی نژاد سیاسی شده اند و همه سیاسیون هم با انگیزه بیشتری به صحنه آمده اند. زیاد این مساله را جدی نگرفته بودم که دو اتفاق باعث شد زیادتر پیرامون این موضوع بیندیشم.یکی تحلیل های استادانه! اکثر آشناها و دوستان پیرامون مسائل سیاسی روز بود که قبلا اصلا کاری به کار سیاست نداشتند و دیگری اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی بود. قطعا ادبیات مردمی و به دور از تکلفات دیپلماتیک دولت نهم و خصوصا شخص دکتر احمدی نژاد از یک سو و ماهیت مردمی بودن شعار محوری دولت نهم یعنی عدالت از سویی دیگر عامل اصلی اتفاق اول و سیاسی شدن عموم مردم استُ. ولی اینکه کدام ویژگی دولت نهم عامل اتفاق دوم یعنی ایجاد انگیزه و حس اعتماد به نفس مجدد برای حضور در عرصه قرت برای میر حسین است هنوز برایم مبهم است.ولی قطعا می دانم که میر حسین اعتماد به نفس اش را مدیون احمدی نژاد است.شاید میرحسن تاکنون ترس از عدم استقبال احزاب اصلاح طلب از وی به واسطه اختلاف دیدگاه اقتصادی با آنها را در دل داشته است ولی با شکسته شدن هیمنه احزاب توسط احمدی نژاد و پیروزی گفتمان مردم محور این واهمه از میرحسین زدوده شده و باعث اعتماد به نفس مجدد او شده است و با این پیش فرض که "حتی اگر احزاب از وی حمایت نکنند هم می تواند رای بیاورد" پا به عرصه کارزار گذاشته است. شایان ذکر است که حمایت احزاب برای میرحسین اصلا نامطلوب نیست چرا که اگر بود این همه برای جلب رضایتشان تقلا نمی کرد ولی این اعتماد به نفس که "حتی بدون احزاب هم می شود" باوریست که از احمدی نژاد آموخته و در نتیجه این باور به حضور مجدد در عرصه قدرت دلگرم تر شده است. میر حسین باید ممنون دکتر احمدی نژاد باشد که جرات و اعتماد به نفس مجددش را مدیون شجاعت اوست! بازگشت ایمان تقدیم به بالا نشینانی که دنیای دیروزم را به سخره گرفتند تا دوباره بیندیشم با اطمینان کامل می گویم:زوال،سرنوشت محتوم تمدن های بی ایمان است و صدای شکستن استخوان های مادی گرایی هر روز واضح تر از دیروز به گوش می رسد و به شنوایی آنان که این صدا را نمی شنوند شک دارم. در آمریکا- مرکز مادی گرایی و اصالت سود و سرمایه-پر فروش ترین کتاب در مقیاس نیویورک تایمز، ترجمه ایست عامه پسند از مفاهیم عرفانی مولوی و حافظ.. "درمان با عرفان" عنوان کتابی است از "دکتر وین دایر" یکی از بزرگترین روانشناسان و روانپزشکان دنیا. و من به جرات می گویم نقش وین دایر در این کتاب نقش یک مترجم با دید روانشناختی است. کم کم همه به این نتیجه خواهند رسید که دنیا با ایمان اداره می شود و آنچه اکنوم داریم حاصل باورهای پیشینیان ماست و اگر در ایمان مجدد شتاب نکنیم مامنی برای روح در آینده نخواهد بود. اکنون به حماقت دیروزم می خندم که "مرکب خاکی من" را "من" می پنداشتم ، حال آنکه من فراتر از آن بودم.و این مفهوم و عصاره کلام وین دایر در این کتاب است. میلیون ها نفر در سراسر اروپا و آمریکا با خواندن مطالب این کتاب دست به تحول در خویشتن برای نیل به آرامش زده اند و عجب حکایت جالبی است که بسیاری از روشنفکران درون تمدن ما با سنتی و غیر علمی خواندن این افکار انگشت اشاره به سمت پیشرفت های صنعتی و اجتماعی همین مردمی گرفته اند که از خویش گریزانند. نمی دانم شاید روند این باشد که روشنفکران ما نیز همچون آنان باید پروسه ای سیصد، چهارصد ساله برای بازگشت مجدد به معنویات طی کنند. آنان خجالت می کشند که بگویند:" حق با شماست و ما اشتباه کردیم که از سر بغض کلیسا معنویت را کلا منکر شدیم و خود را خاکی خاکی نمودیم" و روشن اندیشان ما، دیروز آنان را هدف امروز خود کرده اند. زمانی آنان منکر خدا بودند و خلاق هستی را قدرت بی نهایتی می پنداشتند که ساخته و پرداخته ذهن بشر سنتی بود و اکنون "فلورانس اسکاولشین" خدا را تنها درمان دردها و تنها نجات دهنده از گردابی می داند که بشر ماده گرابرای خود ساخته است و همو می گوید: هر آن نهالی که بذر خداوندی ندارد باید از ریشه برکنده شود. با اطمینان کامل می گویم که به زودی جهان تسلیم ایمان خواهد شد و معنویت حاکم بلامنازع دنیا خواهد شد. به عقیده من، ظهور معنویت های غلط و عرفان های کاذب کنونی بهتر از بی قید و بندی بعد از مدرنیته هست. حداقل اش این است که مردم را با اهمیت و نقش ایمان آشنا می کند و دلها را برای پذیرش ایمان واقعی مهیا می سازد.قبولاندن حقیقت مطلق به کسی که به چیزی هر چند غلط ایمان دارد و دنیا را فراتر از ماده می داند، بسیار آسانتر از قبولاندن به خاکزیان حس گرایی است که دنیا را در حواس پنج گانه خود خلاصه کرده اند و غیر آن را اوهام بشر سنتی و غیر قابل باور می دانند. این پروسه و حرکت دنیا به سمت معنا،پاسخی است به سوال دوران نوجوانی من که" دنیا چگونه آمادگی پذیرش مصلح را خواهد داشت؟".




نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت
12:25 توسط جهانبخش سلمانیان| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت
14:37 توسط جهانبخش سلمانیان| |
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت
11:8 توسط جهانبخش سلمانیان| |


