علمی-فرهنگی-سیاسی
هل من ناصر ینصرنی در آن روز گرم ودر آن صحرای سوزان-که شمشیر زهر آگین دژخیمان-کمر همت به برکندن آیین زندگی بخش محمد(ص)بسته بود و صدای شیهه اسبان ملامتگر مرافق زوزه باد عاشورا -بشریت را به مرداب اسارت رهنمون می کرد-تنها کشتی نجات - فریاد آزادی بخش یادگار محمد(ص) بود: هل من ناصر ینصرنی آری این تنها نفیر آزادی بود -تنها اتمام حجت خدا بود بر بشریت ولی هیهات که صدای برهم خوردن سکه های دژخیمان مانع از رسیدن این ندا به گوش شیوخ شکم پرست کوفه و شام می شد. و صدای قهقهه این انسان نمایان- در پشت پنجره های بسته کوفه - خون را در رگ های ملائک هفت آسمان به جوش می آورد. هل من ناصر ینصرنی ...واینک فریاد مظلومانه فرزند حسین(ع)-این پاسدار غیور اسلام در سرزمین پیامبران: هل من ناصر ینصرنی مرافق ضجه مادری بر سر نعش فرزندش-هم صدای انفجار و آتشـ هم صدای قهقهه شیوخ عرب با اربابان خود در نشست رم و همصدا با اظهارات ترس آلود و لحن لرزان دبیر کل سازمان ملل. آری منشور حقوق بشری که به دست قاتلان "قانا" تدوین شود جز این چه میتواند باشد. سرود صلح و آزادی ز کوه و دشت سر دادند سگان مست را در سرزمین دوست بگشادند جهانبخش سلمانیان ۸/۵/۱۳۸۵
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت
17:26 توسط جهانبخش سلمانیان| |


