تبليغاتX
الف لام میم
الف لام میم

علمی-فرهنگی-سیاسی

هل من ناصر ینصرنی

در آن روز گرم ودر آن صحرای سوزان-که شمشیر زهر آگین دژخیمان-کمر همت به

برکندن آیین زندگی بخش محمد(ص)بسته بود و صدای شیهه اسبان ملامتگر مرافق

 زوزه باد عاشورا -بشریت را به مرداب اسارت رهنمون می کرد-تنها کشتی نجات -

فریاد آزادی بخش یادگار محمد(ص) بود:

هل من ناصر ینصرنی

آری این تنها نفیر آزادی بود -تنها اتمام حجت خدا بود بر بشریت ولی هیهات که صدای

برهم خوردن سکه های دژخیمان مانع از رسیدن این ندا به گوش شیوخ شکم پرست

کوفه و شام می شد. و صدای قهقهه این انسان نمایان- در پشت پنجره های بسته

کوفه - خون را در رگ های ملائک هفت آسمان به جوش می آورد.

هل من ناصر ینصرنی 

...واینک فریاد مظلومانه فرزند حسین(ع)-این پاسدار غیور اسلام در سرزمین پیامبران:

هل من ناصر ینصرنی

مرافق ضجه مادری بر سر نعش فرزندش-هم صدای انفجار و آتشـ هم صدای قهقهه

شیوخ عرب با اربابان خود در نشست رم و همصدا با اظهارات ترس آلود و لحن لرزان

دبیر کل سازمان ملل.

آری منشور حقوق بشری که به دست قاتلان "قانا" تدوین شود جز این چه میتواند

باشد.

          سرود صلح و آزادی ز کوه و دشت سر دادند

                                                        سگان مست را در سرزمین دوست بگشادند

 

جهانبخش سلمانیان

۸/۵/۱۳۸۵

نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 17:26 توسط جهانبخش سلمانیان| |